×××سپیده اسماعیلی×××
تنها تراز همیشه کنارم نشسته ای
مثل گذشته زرد وغم انگیز وخسته ای
از خاطرات تلخ نگاهی گذشته ای
مانند من به قصه ای از مرگ جسته ای
در من نگاه سخت تو هرگز نمی شکست
حالا شبیه شیشه سردی شکسته ای
اصلا توکیستی که شبیه من این چنین
دل بر دقیقه ها ی پراز هیچ بسته ای
حل می شود درون نفس های شعر من
یعنی تو دل به واژه فردا نبسته ای
تودر خود منی ومن از تو فراری ام
تو روی دست ها دلم پینه بسته ای
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۵ ساعت 9:45 توسط شاهد
|